سيد محمد على ايازى
372
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
المدرستَيْن علّامه عسكرى اشاره مىكنند كه همهء جلد سوم اثر خود را به ردّ ادّعاى آقاى احسان الهى ظهير ، اختصاص داده و تكْ تكِ رواياتى را كه او در كتاب خود آورده و به علاوه ، رواياتى را كه محدّث نورى در فصل الخطاب آورده است ، مورد بررسى قرار داده و از قول ايشان مىآورده كه پس از بررسى از نظر سند و متن ، مشخّص شد كه همهء روايات ياد شده ، از يكى از اين دو امر ، خالى نيستند : يا در سند آن ، غُلات دروغگو و ضعفا و مجاهيل بودهاند ، و يا در متن روايت ، توضيح و تفسيرى براى آيهء شريف وجود دارد ، بر خلاف آنها كه مىگويند اين ، نصّ است و از قرآن ، حذف شده است و در بسيارى از روايات ياد شده نيز هر دو امر جمع بود . « 1 » 3 . طرح اشكال آقاى موسى جار اللَّه . آقاى جار اللَّه ، مؤلّف كتاب نقض الوشيعه فى الرّد على الشيعة نيز قائل است كه در الكافى ، اخبارى است كه حكايت از تحريف قرآن مىكند . همچنين ، شيعه معتقد به تحريف قرآن است . نويسندهء گرامى ، با واسطهء ردّيهاى كه بر كتاب ياد شده نوشته شده ، نظريات ايشان را مختصراً نقل مىكند كه البته نكتهء جديدى نيز در آن اشكالات نيست . پاسخى نيز كه بر اشكالات آقاى جار اللَّه آورده ، در چارچوب همان پاسخهاى مطرح شدهء قبلى است . سپس ، در پايان اين فصل ، به نكتهء قابل توجهى اشاره مىكند : « نقطه مشترك بين مخالفان ، استفاده از فصل الخطاب محدّث نورى و استناد به احاديث آن است » . فصل سوم : بررسى نمونههايى از روايات « الكافى » كه شبههء تحريف را ايجاد مىكند نويسنده ، در مقدّمهء اين فصل ، به نكاتى به نقل از كتاب پژوهش در تاريخ حديث شيعه ، اشاره مىكند ، از جمله اين كه غاليان ، گروهى خطرناك در بين شيعه بودند كه هر چند ظاهراً مسلمان بودند ، امّا در واقع ، قصد از بين بردن مبانى اسلام را داشتند ، از جمله در مورد قرآن . اين گروه ، بعضاً به تحريف قرآن معتقد بودند و قرآن موجود را
--> ( 1 ) . ر . ك : القرآن الكريم و روايات المدرستين ، ج 3 ، ص 847 .